تبلیغات
شیعه
تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 | 11:45 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

هو الجمیل

 

(به امام زمان(عج) )

ای انعکاس خنده ی خورشید در بلور

رنگین کمان خم شده بر شانه های نور


گلبانگ عاشقانه ی من ، ای نسیم صبح !

موسایِ گم نگشته به پهنای کوه طور


ای صبر در برابر چشمان تو خجل

ای کوه در حضور جمال تو ناصبور


ابریشم نگاه تو در امتداد عشق

اندیشه ی بلند تو سرمایه ی شعور


برقی که در سیاهی چشمت نهفته است

تنها خدا نهاده به الماس کوه نور


کی می کنی ز دولت اندوهِ ما گذر ؟

کی می کنی ز بزم شب کوچه ها عبور ؟


روشن شود به ماه رخت این مسیرِ تار

از ابتدای راه تا دور دستِ دور


"سید دانیال موسوی"



تاریخ : دوشنبه 13 بهمن 1393 | 11:22 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

از دیگر شبکه هایی که به نام اهل سنت فعالیت میکنند و در نشر اکاذیب و شیعه گریزی از هیچ تلاشی (تاکید می کنم هیچ تلاشی) فرو گذار نیست "شبکه ی جهانی کلمه " است . این شبکه متاسفانه با سخنان غلط و سفسطه گری به محکومیت و شیعه گریزی اقدام می کند . این شبکه توسط وهابیون افراطی هدایت می شود کاملا جهت گیری شده و برمبنای فرافکنی و دروغ پردازی علیه شیعه  و کافر و مشرک نشان دادن ایشان اقدام می کند .
متاسفانه باید به این حقیقت اذعان کرد که مردم ما از بابت اطلاعات دینی و نذهبی در سطح پایینی قرار دارند و این شبکه ها با سوءاستفاده از این اطلاعات پایین مردم مطالب غیرواقعی و دروغ را تحویل داده و به هرطریق تفکر شیعی را بدجلوه می دهد و از آن بدتر این است که طرفداران آن روزبه روز افزوده می شود .
این شبکه تا آن جا که بتواند با خوشرویی به دروغ گویی می پردازد و آن جا که واقعا به چالش کشیده می شوند دهان به توهین باز می کنند (فایل های آن را به زودی آپلود خواهم کرد)
از مردم تنها خواهشی که دارم این است که به صحبت های نادرست این شبکه ها اعتماد نکنند . اگر هم می شنوید یا می بینید تصمیم گیری نکنید در همان زمان . کمی تحقیق کنید و بعد قضاوت .
شبکه ی ولایت حرکات به مدیریت آیت الله قزوینی فعالیت های خوبی برای مقابله با دروغ های این شبکه ی وهابی انجام داده که امیدواریم مورد توجه تمام کسانی که به شبهه دچار می شوند قرار گیرد



تاریخ : چهارشنبه 1 بهمن 1393 | 02:16 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی
ﻓﺮﺩ ﻭﻫﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﯿﻌﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﯾﺎ ﺣﺴﻦ ﯾﺎ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺎﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ؟!

آن ﻭﻫﺎﺑﯽ که ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺷﯿﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﮑند ؛ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻤﻪ، ﺁﯼ ﺷﯿﻌﻪ‌ﻫﺎ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ‌ﻣﯿ‌‌‌‌ﻨﺪﺍﺯﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺷﻤﺎ ﻣﯿﮕﯿﺪ ۴ ﺗﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ، ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ؛ ﻧﺪﺍﺩ !

ﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﯾﻦ ﺍﻟﻌﺎﺑﺪﯾﻦ ؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ؛ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ؛ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ ؛ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ؛ ﻧﺪﺍﺩ!

ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻦ ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻥ ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺷﻤﺎ ﻣﺘﻮﺳﻞ ﻣﯿ‌‌‌ﺸﯿﺪ؟ ﺍﯾﻨﺎ ﻣﺮﺩﻥ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻥ، ﯾﮏ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺩﻥ.

ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﺧﺐ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺣﺎﻻ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺷﯿﻌﻪ ﻫﻢ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﺯﻣﯿﻦ و گفت: ﯾﺎلا، ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻗﻠﻢ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﺪﻩ! و اتفاقی نیفتاد.

شیعه هم رو کرد به وهابی و گفت: "ﺩﯾﺪﯼ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺩ ، پس با منطق شما ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﺮﺩﻩ ! ﻣﮕﻪ ﻫﺮﮐﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﻫﺴﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﮐﺮ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﻪ؟"



تاریخ : چهارشنبه 1 بهمن 1393 | 01:47 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی
این وبلاگ جهت تبادل نظر بین مذاهب ساخته شده
دوستان اگر مطلب یا شبهه خاصی را مدّنظر دارند مطرح کرده تا انشاالله حول آن موضوع با هم به بحث و گفتگو بپردازیم

فضای بحث بدور از توهین و دارای مبنای عقلی و علمی باشد .


تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 01:39 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی
شبهه:

شیعیان،بلکه گروهی از مسلمین،برای اولیای الهی نذر میکنند و می گوینداین گوسفند نذر پیامبر(ص)و یا حسین بن علی(ع) است،در حالیه نذر برای غیر خدا جائز نیست.

پاسخ:

پاسخ:نذر برای غیر خدا دو صورت دارد:

1.نذر ردن برای بندگان خدا به نیت تقرّب و جلب رضایت آنان (بدون توجه به خشنودی و یا خرسندی خدا)

روشن است چنین رفتاری،نوعی شرک و به منزله بت پرستی است.

2.نذر عملی خداپسندانه به خاطر تقرب به خدا و جلب رضایت او و هدیهثواب آن به کی از اولیای الهی تا از این رهگذر خشنودی به دست آید.

بی ش،نذر کردن با چنین قصدو نیت پاک ،کاری پسندیده و درخور ستایش است.

آنچه موجب سئوال میشود ، و احیانا افراد را به اشتباه می اندازد ، تشابه و یکسان بودندو تعبیر در مقام نذر است.

به حکم این که"نذر" ک امر عبادی است،باید برای تقرب به خدا صورت پذیردو "ناذر"بگوید:برای  سب رضا وتقرب خداتعهد میکنم::اگر حاجت من برآورده شد،این گوسفند را برای پیامبر (ص)ذبح کنم .

صیغه ی صحیح نذر این است ه گفته شد،ولی غالباَ مردم به خاطر نا آگاهی یا خلاصه گویی می گویند:هذا للنبیّ،یا نذرتُ هذا للنبیّ"

در هر حال مورد سئوال این است که چگونه برای پیامبر نذر مکنند و میگویند:للنبی،درحالیکه نذر باید برای خدا باشد.

پاسخ سئوال این است که "لام"در جمله "لله علیّ"برای تقرب است چنانه قرآن میفرماید:"أن تَقوموا لله مَثنی وَ فُرادی"_سبأ46

«دو نفر دونفر یا به تنهایی برای خدا قیام کنید»

در حالیکه "لام" در "للنبیّ"لام "انتفاع"است چنان که در برخی آیات می خوانیم:

"إنّما الصَدقات لِلفقراء وَ المَساکین"_توبه60

از این روشن می شود عمل موحدان با عمل مشران ،تفاوت جوهری دارد؛آنان قربانی های خود را به نام بت ها و برای تقرب به آنان ذبح می ردند وقرآن در این مورد می فرماید:

"و ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ ذلِکَ فِسقٌ"_مائده3

در حالیکه موحدان برای خدا نذر می کنند و نام او را به زبان  می آورند ، اما ثواب کار نیک خود را به اولیا هدیه میکنند و از این طریق به درگاه الهی تقرب میجویند.

مردی به حضور پیامبر(ص)رسید و عرض کرد:ای پیامبر خدا،مادرم از دنیا رفته است و می دانم اگر او زنده بود ،صدقه می داد،اگر از طرف او صدقه بدهم او وسدی می برد؟

رسول گرامی (ص) فرمودند:آری.

آنگاه گفت:کدامیک از صدقه ها سود بیشتر دارد؟

فرمود:آب.

در ان هنگام ،سئوال کننده چاهی کند و پس از آماده شدن گفت:«هذه لأمّ سعد»،(ثواب کندن این چاه برای مادر سعد باشد)

لام در "لأم سعد"همان لام"للنبی(ص)" است(فرقان القرآن ص133) ه به اصطلاح "لام"انتفاع است نه "لام"تقرب".ولیی روح نذر این است که برای تقرّب به درگاه الهی متعهد شدم حیانی را ذبح نم و ثواب  آن را به پیامبر اهدا کنم تا از این طریق،به درگاه  خداوندی تقرب بجویم شاید بیمارم را شفا دهد.




تاریخ : سه شنبه 16 آبان 1391 | 01:25 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی
شبهه: آیا درخواست شفاعت از اولیا مایه شرک نیست؟و نوعی پرستش آن ها محسوب نمیشود؟

پاسخ:

اعتقاد به شفاعت اولیای الهی در روز رستاخیز ، از اصولی است که کسی در آن شک و تردید ندارد و همه ی فرق اسلامی به شفاعت پیامبران و به ویژه پیامبر خاتم (ص) اعتقاد راسخ دارند . تنها اختلافی که پس از ظهور ابن تیمیه در قرن هشتم (!) و محمد بن عبدالوهاب در قرن دوازدهم (!) پیش آمد ،این بود که آیا م توان در این جهان نیز از شفیعان واقعی  که شفیع بودن آنها از نظر کتاب و سنت قطعی است،درخواست شفاعت رد  ومثلا گفت :"ای محبوب درگاه خدا در روز رستاخیز درباره ی من شفاعت کن"؟((مانند:یاوجیها عند الله اشفع لنا عند الله))

همه ی عالمان دین ، بر صحت درخواست شفاعت از صاحبان آن ،اتفاق نظر دارند،جز د فرد یاد شده و پیروان آن دو که میگویند :"نمیتوان از صاحبان شفاعت در این جهان درخواست شفاعت رد،بله باید گفت:خدایا!پیامبر را شفیع من قرار بده"

اکنون ان مسئله را بر کتاب خدا و سنت پیامبر عرضه میکنیم تا پرده از چهره حقیقت برداشته شود!

حفیفت درخواست شفاعت چیست؟

اصولا "استشفاع" یعنی یعنی طلب شفاعت،در کتاب های حدیثی و تفسیری به معنای درخواست دعا وارد شده است،مثلا بخاری ،محدث معروف اهل سنت در صحیح خود ،بابی را با این عنوان آورده است "هرگاه مردم در هنگام صحطی از پیشوای خود بخواهند که برای آنان از خدا باران بطلبد ،نباید درخواست آنان را رد کند"

با توجه به این اصل ،نباید درباره درخواست شاعت ه حقیقت آن دعاست،شک و تردید کرد؛زیرا درخواست دعا از مومن از امور پسندیده است،چه رسد به انبیا  اولیا. از این گذشته ، برخی ازیاران پیامبر  از خود آن حضرت در زمان حیات و یا پس از درگذشتایشان درخواست شفاعت می کردند ، اکنون نمونه هایی را یادآور می شویم:

1.حدیث اسن بن مالک (منبع:سنن ترمذی ج4،ص621،حدیث2433)

ترمذی یکی از نویسندگان سنن چهارگانه ،از انس بن مالک چنین نقل میکند:

«از پیامبر(ص)درخواست کردم که در روز قیامت درباره من شفاعت کند.و پذیرفت و گفت:من این کار را انجام میدهم .به پیامبر گفتم:شما را کجا جستجو کنم؟فرمود:در کنار صراط».

.انس با الهام از فطرت خود که درخواست  شفاعت جز درخواست دعا نیست ،از پیامبر(ص)درخواست شفاعت میکند،و پیامبر نیز به او قول مساعد میدهد،و هرگز تصور نمیکند که درخواست شفاعت نوعی شرک است ، و نیز او را از این درخواست باز نمیدارد.

2.حدیث سواد بن قارب(منبع:اصابه بن حجر،ج2،ص95،شماره ترجمه3583این درخواست را با طرق ششگانه نقل کرده است.)

سواد بن قارب از یاران رسول خداست(ص).درباره پیامبر(ص) اشعاری سروده و از او درخواست شفاعت می کند و میگوید:

و کن لی شفعا وم لا ذوشفاعه          بمُغن فَتیلاً عن سواد بن قارب

(ای پیامبر گرامی(ص))،در روز قیامت شفیع من باش ؛ روز ه شفاعت دگران به حال سواد بن قارب به مقدار رشته وسط هسته خرما ، سودی نمی بخشد.

3.حدیث ابوبکر(منبع:سیره ی حلبی ج3 ص474،چاپ دارالمعرفه ،بیروت):

وقتی پیامبر گرامی (ص) درگذشت، بدن مبارک او را با پارچه ای پوشانیده،منتظر بودند که مسلمانان  در کنار مسجد گرد آند تا مراسم «تجهیز» و تغسیل و نماز و تدفین انجام گیرد.در اغین هنگام وقتی ابوبر وارد خانه پیامبر شد ،پارچه ای را از چهره پیامبر برگرفت ، خود را روی پیکرش افکند.او را بوسید و چنین گفت :پدر و مادرم فدای تو باد!تو در زندگی و پس از مرگ پا و پاکیزه هستی . ما را ای محمد(ص) نزد خدایت یاد کن و ما را به خاطر داشته باش .

جمله ی "اذکرنا عند ربک"جز درخواست شفاعت چیزی نیست.

4.حدیث علی (ع)(منابع:مجالس مفید ،مجلس12،ص103؛ نهج البلاغه خطبه 235):

محدثان نقل میکنند آنگاه که پییامبر(ص) درگذشت،علی (ع)مشغول تغسیل پیامبرگشت،به هنگام غسل دادن چنین گفت:پدر و مادرم فدای تو باد!ما را نزد خدایت یاد کن و ما را به خاطر داشته باش!»

نمونه های این نوع قضایا فراوان است که نقل بشترین آن ها موجب اطاله سخن میگردد.





برخی از اصحاب صبح روز دوشنبه ( روز وفات پیامبرصلی الله علیه و آله) گرد بستر آن حضرت جمع شدند . پیامبر(ص) فرمودند :
"
اتونی بدوات و قرطاس اکتب لکم کتابا لن تضلوا بعده ابدا‌ "
"
قلم و کاغذ بیاورید تا نامه ای برای شما بنویسم که بعد از من هرگز گمراه نشوید "
عمر گفت :" ان النبی غلبه الوجع و عندکم کتاب الله ، حسبنا کتاب الله " (1)
"
بیماری بر پیامبر غلبه کرده است – کنایه از اینکه نمی داند چه می گوید – و نزد شما کتاب خداست و کتاب خدا ما را بس است "
در روایت دیگر، در طبقات ابن سعد ، آمده است که ، در آن حال یکنفر از حاضران گفت :
"
ان نبی الله لیهجر "(2)
"
همانا پیامبر خدا هذیان می گوید "
آری ! گوینده سخن همان بود که گفت " حسبنا کتاب الله "
اعتراف عمر به این عمل ننگین(در مدارک اهل سنت)
عمر خود به این امر اعتراف کرده است . امام ابوالفضل احمد ابن ابی طاهر در کتاب تاریخ بغداد و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه 3/97 در شرح حالیکی از ادله شایستگی اهل بیت پیامبر(ص) برای جانشینی آن حضرت آیات قرآنی است که در شاءن این بزرگواران نازل شده است.یکی از این آیات، آیه معروف مباهله (آیه 61 سوره آل عمران)است.

مباهله در اصل از ماده «بهل » به معنای رها کردن و قیدو بند را از چیزی بر داشتن است. به همین جهت، حیوانی را که به حال خود واگذارند و پستانش را در کیسه قرار ندهند تا نوازدش بتواند به آزادی شیر بنوشد، باهل می خوانند.

ابتهال به معنای تضرع و واگذاری کار به خداست. مباهله، از نظر مفهوم متداول که در آیه فوق گرفته شده، به معنی نفرین کردن دو نفر به یکدیگراست.

بعضی بهل را به معنی لعن گرفته اند. طبق این نظریه درباره ابتهال دو قول وجود دارد.

1-
ابتهال به معنای التعان یعنی یکدیگر را لعنت کردن.

2-
بهله الله یعنی لعنه الله.

شاءن نزول:

در مورد شاءن نزول آیه مباهله از ابن عباس وقتاده و حسن روایت شده است که چون پیامبر اکرم(ص) مسیحیان را به مباهله دعوت کرد، از وی تاصبح فردا مهلت خواستند; و چون به بزرگان خود مراجعه و باآنها مشورت کردند، اسقف آنان گفت: فردا بنگرید: اگر محمد(ص)با اهل و فرزندش آمد، از مباهله بپرهیزید; ولی اگر با اصحابش آمد، پس مباهله کنید که کاری از او ساخته نیست. اقایان مخالفین این ایه مباهله و سندش از كتب های صحیح شما جواب این ها را بدهید لطفا؟؟؟
مفسران و محدثان شیعه و سنی تصریح کرده اند که آیه مباهله در حق اهل بیت پیامبر نازل شده و پیامبر تنها فرزندانش حسن وحسین و دخترش فاطمه و پسرعمش علی(ع) را به میعادگاه برد.بنابراین، منظور از «ابنائنا» در آیه منحصرا حسن و حسین(ع)هستند. ابوبکر رازی می گوید: این آیه دلیل است که حسنین پسران رسول خدا(ص) هستند و فرزند دختر هم حقیقتا فرزند انسان است.همانطور که منظور از «نسائنا» فقط فاطمه(س) است. و نیز مراداز «انفسنا» فقط علی(ع) است، زیرا خود پیامبر که نمی تواندمراد باشد; چون او دعوت کننده است و معنی ندارد که انسان خودرا دعوت کند، همیشه داعی غیر از مدعو است; پس حتما مراد شخص دیگری غیر از نبی اکرم است. پس حتما اشاره به علی(ع) است.زیرا هیچ کس نگفته جز علی و فاطمه و حسنین کسی در مباهله شرکت داشته است. این مطلب بر علو مکان وی و درجه ای که هیچ کس به آن راه نیافته، بلکه به نزدیک آن هم نرسیده است، دلالت دارد.

پیامبر به بریده اسلمی فرمود:ای بریده علی را دشمن مدار که او از من است و من از اویم.مردم از درختهای متفرق خلق شده اند و من و علی از یک درخت آفریده شده ایم.

مرحوم قاضی نورالله شوشتری، در جلد سوم احقاق الحق، می گوید: مفسران در این مساله اتفاق نظر دارند که «ابنائنا» اشاره به حسن و حسین و «نسائنا» اشاره به فاطمه(س) و «انفسنا» اشاره به علی(ع) است. سپس در پاورقی همین کتاب نام شصت نفر از بزرگان اهل سنت را نقل می کند که گفته اند: آیه مباهله در مورد اهل بیت(علیهم السلام) نازل شده است. از جمله شخصیتهایی که این مطلب از آنها نقل شده عبارتنداز:

1-
مسلم در کتاب صحیح، ج 2، ص 448.

2-
احمد بن حنبل در مسند، ج 1، ص 185.

3-
حاکم در مستدرک، ج 3، ص 150.

4-
واحدی نیشابوری در اسباب النزول، ص 68.

5-
ابن اثیر در جامع الاصول، ج 9، ص 470.

6-
ابن جوزی در تذکره الخواص، ص 23.

7-
زمخشری در کشاف، ج 1، ص 370.

8-
ابن حجرعسقلانی در الاصابه، ج 2، ص 509.

9-
ابن صباغ مالکی در فصول المهمه، ص 120.

10-
قرطبی در الجامع لاحکام القرآن، ج 4، ص 140.



تاریخ : شنبه 13 آذر 1389 | 06:19 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

مناظره زن شیعه با سبط بن جوزی

یکی از ویژگی های امام علی (ع) این بود که مکراراَ به مردم می فرمودند:«سَلونی قبلَ ان تفقدونی»(هر چه می خواهید از من بپرسید قبل از اینکه مرا از دست دهید) و چنین سخنی فقط مخصوص آنحضرت است و هر کس بعد از او چنین ادعایی کرد رسوا گردید. ماجرای زیر ناظر به همین مطلب است :

روزی «سبط بن جوزی» در بالای منبر گفت: «سَلونی قبل ان تفقدونی» . بانویی هوشمند، از معتقدان به تشیع حضرت امیرالمومنین (ع) برای آنکه به سبط بن جوزی بفهماند ، حرف بزرگتر از دهانت زدی از پای منبر به او گفت:« من سئوالی دارم».

-          سبط : «از هر چه میخواهی بپرس»

-          زن شیعه :« به من خبر بده ؟! آیا این حدیث درست است که چون مسلمانان عثمان را کشتند، جنازه اش سه روز بر زمین ماندو کسی حاضر نشد جنازه ی او را بردارد و دفن کند؟»

-          سبط :«بلی درست است»

-          زن شیعه: «آیا این حدیث درست است که وقتی سلمان در مدائن از دنیا رفت امام علی (ع) از مدینه  به مدائن رفت و بر جنازه ی  سلمان نماز خواند و به احترام او ، در مراسم کفن و دفن او شرکت نمود ، و نگذاشت جنازه او بر زمین بماند؟»

-          سبط :« آری درست است»

-          زن شیعه :« اکنون بگو چرا علی(ع) هنگام اینکه در مدینه بود کنار جنار جنازه عثمان نرفت ، تا آن را بردارد و به خاک بسپارد؟در اینصورت یا علی (ع) خطاکار است که در دفن جنازه ی عثمان سستی نمودو یا عثمان غیر مومن است که  علی (ع) خود را از دخالت در دفن جنازه ی عثمان ، معاف دانست .؟»

سبط ابن جوزی در مقابل این زن فروماند، چرا که دید اگر هر کدام از آن دو (علی یا عثمان) را خطاکار بداند بر خلاف عقیده خود سخن گفته است ، زیرا هر دوی آن ها را خلیفه بر حق می دانست . از این رو گفت :

-          « ای زن ! اگر با اجازه ی شوهرت بیرون آمده ای و در برابر نامحرمان این گونه بی شرمانه با من سخن میگویی که لعنت خدا بر شوهرت باد ، و اگر بدون اجازه او آمده ای ، خدا تو را لعنت کند . »

-          زن شیعه بی درنگ پاسخ داد : « آیا عایشه وقتی به جنگ با امیرالمومنین علی (ع) بیرون آمد و جنگ جمل را به راه انداخت ، با اجازه ی شوهرش یعنی پیامبر (ص) بیرون آمده بود ، یا بدون اجازه او؟»

-          سبط بن جوزی در پاسخ فروماند زیرا اگر میگفت بدون اجازه شوهرش بیرن آمده عایشه را محکوم میکردو اگر می گفت با اجازه بیرون آمده علی (ع) تخطئه میکرد، و هر کدام از این دو پاسخ ، با عقیده اش ناسازگار بود . به ناچار درمانده گردید و آنگاه با خجالت از بالای منبر به زیر آمده و یکسره به خانه اش رفت!

                                                

                                       مناظرات علمی بین شیعه و سنی /ج2



تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 | 11:44 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

                                              

چند وقت پیش خونه یکی از اقوام رفته بودیم که ماهواره داشتند در میان شبکه های ماهواره ای به کانالی به نام  «شبکه جهانی نور» برخورد کردم که متعلق به اهل سنت عربستان هستش و جالب اینجاست که تماما فارسیه و بینندگان بسیار زیادی در سرتاسر دنیا داره !!

همچنین در زیر نویس هاش خیلی ها رو هدایت شده ی خودش می دونه !!!!!!!!!

بذارید بیشتر درباره ی ماهیت این شبکه توضیح بدم :

این شبکه برنامه های زیادی داره درباره ی تفسیر قرآن و توجیه ولایت ناپذیری از اهل بیت و...

اونها در برنامه هاشون خودشون رو برادران و خیر خواهان اهل تشیع  معرفی میکننداما علنا به تفکرات شیعه حمله میکنند و این تفکرات رو ناشی از خرافات و شرک میدونن . بطور مثال در مورد جناب تیجانی  که سنی شیعه شده است میگن« اون بجای اینکه کتاب آنگاه که هدایت شدم کتاب آنگاه که گمراه شدم را باید تالیف میکرد » این به این معناست که اونا شیعه شدن زو عین گمرای میدونن و یا اینکه جریانی را که حضرت علی (ع) را مولود کعبه میخواند را خرافی میدانند با این حال من نمیفهمم منظورشون از برادری چیه در صورتی که چنین اعتقاداتی دارن.

از اونجایی که بعضی از شیعیان هم در مقابل این توهین ها احساساتی می شوند تصمیمات نادرستی می گیرند و به سایت ان ها مراجعه کرده و یا با آن ها تماس میگیرند و به ان ها توهین میکنند و ان ها هم از این فرصت استفاده کرده و این صحبت ها رو بازتاب گسترده میدن و بوسیله اون ها مظلوم نمایی میکنن .

متاسفانه از اونجایی که این شبکه کار رو بطورجدی شروع کرده و طرفداران بسیاری هم داره تا اونجایی که متاسفانه بسیاری از به اصطلاح شیعیان رو هم منحرف کرده ، برنامه های قوی ای رو اجرا میکنه و در اونها  به تفکرات و اعتقادات شیعه به نام روشن نگری حمله میشه و در این برنامه ها از علمای بزرگ اهل سنت استفاده میشه که قدرت فن بیان بالایی دارند .

من به عنوان یک وبلاگ نویس ساده از تمامی شیعیان که اطلاعا ت کمی دارند التماس میکنم که اگر اطلاعاتی ندارند به این شبکه ها رجوع نکنن و پای صحبتاشون ننشینن تا زمانی که قدرت دفاع از مذهب تشیع رو داشته باشند .

من سع میکنم تا اونجایی که ممکنه بعضی از برنامه هاشو از طرق مختلف پیگیر بشم و شما عزیزان رو از ماهیت واقعی اونه با خبر کنم

لذا از تمام دوستان خواهشمندم در این راه من را یاری کنند تا همگی مروج فرهنگ غنی تشیع باشیم

لطفا اگر شما هم با همچنین شبکه ای تا به حال برخورد کرده اید در قسمت نظرات آن را بنویسید و نظرتان را درباره ی آن بیان نمایید



تاریخ : پنجشنبه 27 اسفند 1388 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

شبهه)چگونه حضرت علی (ع) در رکوع به فقیر انگشتر میدهند و زمانی در حال نماز از پایش تیر خارج میکنند و ایشان متوجه نمی شوند؟

پاسخ:

     ابتدا باید توجه داشت که میان خارج کردن تیر از پا و کمک در راه خدا به یک فقیر تفاوت بسیاری است از آنجا که خارج کردن تیر از بدن جنبه ی شخصی دارد و ارتباطی به عبادت خدا ندارد و طبیعی است که شخصی مثل امیرالمومنین در حین عبادت به آن توجه نداشته باشندومی دانیم که اینکار از توجه به خدا دور میباشد ، ولی توجه به حال بنده ی فقیر و کمک به او که در مسجد پیامبر(ص) ناله ی مظلومانه سر داده است و تقاضای کمک میکند عین عبادت است ومیدانم که آن زمان ارزش نماز پایین می آید که انسان توجه به خود داشته باشد نه توجه به خدا و مسائل مربوط به او. به عبارت دیگر کمک به خلق خدا یکی از عبادات بزرگ است و با نماز سنخیت کامل دارد .

     و اما پاسخ دیگر برای اهل سنت و دیگر مذاهب که ادعای قبول پیامبر و قرآن را دارند است :

همه ما میدانیم که بعد از این عمل آیه ای (انما ولیکم الله و رسوله ... ) نازل شد که این آیا نمی تواند نشانه مورد قبول بودن این کار از جانب خدا باشد؟ آیا اگر این کار غلط بود وارزش نماز را پایین می آورد  آیه ای در حق ایشان نازل میشد؟  

در ضمن در روایات بسیار معتبر و صحیح از جابر بن عبدالله و عمار یاسر و ابن عباس این روایت تایید شده و گفته شده که پیامبر با حالتی شتابان از صحابه پرسید که چه کسی این کاررا انجام داده و دست آخر که معلوم شد کار حضرت علی (ع) بوده است به شدت از ایشان تقدیر کردند و ایشان را ولی بعد از خود خواندند.



تاریخ : چهارشنبه 28 بهمن 1388 | 02:53 ق.ظ | نویسنده : س.د موسوی
 

شاید این یکی پست با بقیه فرق کنه ، چون هیچ وقت اینطوری نمی نویسم بعد از حدود ده روز اومدم پشت کامپیوتر نمیدونستم چی بنویسم خواستم طبق معمول به یکی از شبهه های وهابی ها یا سنی ها جواب بدم اما بازم نتونستم گفتم به خودم که فکر میکنی تنها ترین شیعه امام زمان کیه؟ خیلی ها تو ذهنم اومدن از روحانی و غیر روحانی ولی اونچنان هم تنها نبودن یهو تو ذهنم یه جرقه خورد به یاد یکی افتادم یاد آقا سید، کسی که یه عمر خالصانه تو دستگاه سیدالشهدا نفس میزد اما آخرش چی ؟ خیلی ازارش دادن . از منبری وغیر منبری از کوچیک واز بزرگ از بسیجی و غیر بسیجی ... اون وقتی با افتخار میگفت  دیوونه ی حسینمسنگش میزدن بار کفر و ارتداد بهش چسبوندن خلاصه خیلی اذیتش کردن .
منو باش چی دارم میگم . اصلا معلوم نیست کجای کارم ...کار از گلایه گذشته ، درد دل برا سید هر چی بگم بازم کمه چون نمیدونم چی باید بگم  . از بی مهری صدا وسیما بگم یا از مردم بی وفا؟؟

مردمی که یه عمر اذیتش میکردن تو تشیع جنازه اش سر به در و دیوار میزدن باید در حقشون گفت:

در حیرتم از مرام این مردم پست                             این طایفه ی زنده کش مرده پرست

تا هست به هستی بکشندش به جفا                     تا مرد به عزت ببرندش سر دست
صحبتم طولانی شد اما عزیزای من خوبه چند وقت یه بار یادی از بعضی ها کنیم که عمرشون رو واسه حسینی شدن ما گذاشتن
شاید بعضی ها بگن چطور من اینقدر محکم دارم ازش حمایت میکنم
باشه میگم
شاید باور نکنید ولی من قبل از اینکه اولین نوحه رو از سید بشنوم منکر همه چی بودم منکر نماز عزاداری و...ولی وقتی نوحه هاشو شنیدم انگار یکی بود که منو با امام حسین (ع) آشتی داد اونم کسی جز خود سید نبود
خدا روحش رو شاد کنه

                هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق                   ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
برا شادی روح مرحوم سید جواد ذاکر صلوات



تاریخ : پنجشنبه 8 بهمن 1388 | 02:04 ق.ظ | نویسنده : س.د موسوی

آسمانی آبی از جنس شقایق میرسد                           

                                              مردی از راه خدا با قلب عاشق میرسد

هر کسی در هر کجا و هر زمان با هر زمان

                                          صحبتش را بشنود چون کوه باسق میرسد

او زمین را جلوه از نور خدا خواهد نمود   

                                               من چه گویم نام او همراه خالق میرسد

من به هر لفظ و کلام ونکته گفتم با شما    

                                                 ای رفیقان عاقبت قرآن ناطق میرسد

ای خدا تا کی به صبرش زندگی را سر کنم    

                                            وعده ای دادی به من با آن سوابق میرسد

من امیدی دارم ای دل با خودم بی انتها    

                                                جمعه دلتنگی نکن ارباب لایق میرسد

                      

                                              شاعر : س.د.موسوی



تاریخ : دوشنبه 28 دی 1388 | 11:52 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

در کتاب «مختصر»از پیامبر اکرم (ص)روایت شده است که آن حضرت فرمود:

در معراج وسیری که در ملکوت داشتم – فرشته ای نزد من آمد و گفت:«ای محمد(ص)!از آن ها که قبل از تو به رسالت رسیدند سئوال کن بر چه عقیده ای مبعوث شده اند؟

گفتم: «ای پیامبران وای فرستاده شدگان: شما قبل از من بر چه عقیده ای به رسالت بر انگیخته شدید؟ بیان کردند : "علی ولایتک و ولایه علی بن ابی طالب(ع) <بر ولایت تو و ولایت علی بن ابی طالب(ع)>.»

المختصر 125- بحارالانوار35/28-تفسیر البرهان3/193 ح 7 ، به نقل از تاویل الایات:1/397 ح 27 ، القطره ج1 ص99 ح 19



تاریخ : سه شنبه 15 دی 1388 | 03:41 ق.ظ | نویسنده : س.د موسوی

 

چند شب پیش در یکی از شبکه های متعلق به اهل سنت مطلبی را شنیدم که آنرا بازگو میکنم"

شخصی سئوال کرده بود کمی درباره ی زندگینامه ی عمر توضیح دهید زایرا ما جز شکستن پهلوی حضرت زهرا(س) از ایشان چیزی نمیدانیم؟

در پاسخ به این سئوال اهل سنت سریعا این مساله را به حاشیه  کشیدند و  اینگونه پاسخ دادند که :«مناقب زیادی درباره ی جناب عمر هست که میتوانید خودتان تحقیق کنید اما در رابطه با شکستن پهلوی حضرت زهرا (س) ما میگوئیم چرا امیر المومنین علی (ع) سکوت اختیار کردند ؟ این مساله دو راه می توانست داشته باشد:  1)علی (ع) از عمر می ترسید           2)برای حفظ وحدت بود  >>مورد اول که قابل قبول نیست چونکه از کسی که شیرخداست و آن افتخارات را در جنگ و جنگ خیبر داشت بعید است پس می ماند مورد دوم ،  که همانطور که شما شیعیان می گوئید بعد از مرگ پیامبر همه کافر شدند الا  چهار نفر پس وحدت با چه کس؟ پس میتوان نتیجه گرفت که امیرالمومنین علی (ع) خود راضی به این قضایا بوده اند»

و اما بشنوید جواب ما را که متاسفانه به علت عدم حضور شیعیان کسی پاسخ نداد:

«کسی این ادعا ی مضحک را نمی کند که سکوت برای حفظ وحدت بوده است زیرا دلایل شیعه بالاتر از این ها و محکم تر ازاین مسائل است چون وحدت با کفار معنایی ندارد و دلیل چیز دیگری است همان دلیلی که پیامبر سه سال اول نبوتش را مخفی کرد در صورتی که مگر از چیزی یا کسی میترسید؟ همان دلیلی که ایشان شعب ابی طالب را تحمل کردند و آن هم مگر جز برای بقای خود اسلام بود؟ اگر امیرالمونین سکوت نمی کرد همان چهار نفر هم کشته می شدند مگر می شود با 4 نفر قیام کرد؟ آنموقع چه از تشیع که پیامبر آن را اسلام واقعی می خواندند می ماند؟ پس سکوت در برابر ظلم برای حفظ دین بعضی اوقات تا جایی لازم است که جلوی چشمت عزیزانت را هم قربانی کنند همانطور که امام حسین (ع) فرمودند : «اگر دین جدم با خون من پایدار می ماند پس ای شمشیرها بیایید و مرا در برگیرید»  اما در مورد اینکه می گویند امیرالمومنین به امر عمر راضی بود چطور اینگونه ممکن است در صورتی که امام بعد از رسید به خلافت گفتند از بعد شهادت حضرت زهرا (س) استخوانی در گلویم بود؟ پس اگر کار عمر درست بود چرا بعد از آن مسئله برای عذر خواهی به پیش حضرت زهرا (س) آمدند؟پس چرا ابوبکر در آخر عمرش این اقدام را از اشتباهات خود میدانست؟ مگر نه این که پیامبر اکرم در حیث صحیحی فرمودند فاطمه بضعه منی ... آیا قتل ایشان کمتر از آزرده خاطر کردن ایشان بود؟»

اللهم لعن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له

 



تاریخ : دوشنبه 30 آذر 1388 | 11:45 ب.ظ | نویسنده : س.د موسوی

این حسین کیست خدایا که خدایی میکند؟



تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

  • دانلود فیلم